شب مانی در پای کوه ماز

روز شنبه ١۴ آذر ماه بود که من و محمد جواد با هم تصمیم به اجرای یک برنامه شب مانی در پای کوه ماز گرفتیم، اول سعی کردیم روی اجرای این برنامه و لوازم زمستانی لازم برای آن فکر کرده و همه مسائل پیرامون آن را بررسی کنیم، خلاصه دیدیم که لوازم نسبتا کافی را برای برنامه داریم فقط مسئله مهم چادر دو پوش بود که اون رو هم محمد جواد از یکی از دوستانش هماهنگ کرد.

ساعت 8 شب رفتیم و مواد غذایی رو هم مهیا کردیم و کوله ها رو هم بستیم و آماده رفتن شدیم، با هماهنگی با مجید تصمیم گرفتیم تا تیزاب را با ماشین بریم، این بود که مثل همیشه زحمت این کار رو مجید با ماشینش کشید و ساعت 10 شب ما دو نفر را به تیزاب رساند.

راه تاریک تاریک بود و تنها ماشین لندرور مجید بود که در این راه سرد و تاریک پیش می رفت، در طول مسیر تا تیزاب مجید سفارشات و توصیه های لازم رو به من و محمد جواد کرد مخصوصا درباره حیواناتی که در این منطقه ممکن بود ما با اونا روبرو بشیم.

ساعت 10:30 شب بود که ما از مجید خداحافظی کردیم و به راه افتادیم، به یاری خدا هم هوا ملایم و آرام بود و هم نور مهتاب در پیدا کردن راه همراهمان بود.

سکوتی مطلق و بی نظیر در این منطقه کوهستانی حکمفرما بود و به جز صدای پای من و محمد جواد صدای دیگری به گوش نمی رسید. ساعت 12:15 بود که به پای کوه ماز رسیدیم و در اونجا تصمیم گرفتیم که چادر بزنیم و صبح به راه صعود ادامه دهیم، پس خوردن یک شام سبک با کت پر به داخل کیسه خواب رفتیم و شب سردی رو به صبح رساندیم صبح هم پس از خوردن یک نیمروی لذیذ وسایل و کوله ها را در داخل چادر گذاشتیم و به راه افتادیم پس کمی در طی مسیر برف شروع به بارش کرد و همچنان به صعود ادامه دادیم تا بالاخره قله را صعود کردیم و به علت باد و سرمای آنجا سریع به طرف چادر برگشتیم...

/ 3 نظر / 92 بازدید
یک دماوندی

فقط می تونم بگم شما دیونه اید ماز تو این فصل اونم شب و دو نفری بخدا کرک و پرم ریخت

کوهنورد

در جواب به *یک دماوندی*: درسته این ها دیوونه اند چون عاشق کوه و کوهستانن و شما نمی تونید این عشقو درک کنید!

محمد رضا

جگر شير نداري سفر عشق مرو