صعود قله سبلان (4811 متر)

  قله سبلان، آتشفشانی خاموش...

کوه سبلان (به ترکی آذربایجانی: ساوالان، به تالشی: سفلون، Sabalan Peak )  و سومین قله بلند ایران، ارتفاع آن ۴۸۱۱ متری، آتشفشانی خاموش و در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی مشکین‌شهر واقع است.

کوهستان سبلان به طور کلی سه قله معروف دارد، قله اصلی یا آتش فشان آن به نام سلطان ساوالان بلندترین نقطه آذربایجان است و دو قله دیگر آن به هرم و کسری مشهورند. کوه سبلان از مجموعه‌ای از ارتفاعات متعدد تشکیل شده که به موازات ارسباران ولی اندکی در شرق آن کشیده شده‌است. امتداد آن شرقی–غربی است و از شرق و شمال و جنوب کوهی به نام قوشه داغ آنرا به رشته کوه ارسباران متصل می‌کند. در جنوب آن کوه بزقوش، که از سمت جنوب غربی به کوهستان سهند مربوط است، کشیده شده‌است. تمام قله‌های سبلان در همهٔ ایام سال پوشیده از یخ و برف‌های دائمی هستند.

نام سبلان

سبلان در میان ترک زبانان محلی ایران "ساوالان" و در میان تالشی ها "سَوَلون" خوانده می شود. درباره ریشه این واژه، دو نظریه مطرح است: نخست آنکه برخی معتقدند نام این کوه ریشه در زبان ترکی دارد؛ بدین ترتیب که نام ساوالان از دو بخش «ساو» و «آلان» تشکیل شده‌است که به ترتیب به معنای «صدا» «پیام» یا «وحی»، و «گیرنده» است؛ بدین سان، «ساوالان» به معنی «گیرنده پیام» یا«گیرنده وحی» خواهد بود. و این می تواند به خاطر روایت گوشه نشینی سی ساله زرتشت در این کوه باشد.

اما روایت دیگر، مربوط به معنای تالشی و گیلکی سَوَلون است. در زبان گیلکی "سَه" یعنی بالا، "وَ" یعنی برف و "لون" یعنی لانه. بنابراین سَوَلون را می توان "آشیانه بلند برف" دانست.

رایج ترین مسیر برای صعود به کوه ساوالان، مسیر شمال شرقی یا پناهگاه سبلان است. این مسیر برای کوهنوردانی که اولین صعودشان بوده و راهنماهم ندارند بهترین مسیر می باشد. چون وجود راه اتومبیل رو تا پناهگاه سبب شده اغلب کوهنوردان ناآشنا به محل، به راحتی خود را به پناهگاه برسانند و ارتفاع آن در حدود 3700 متر است و ازطرف دیگر مسیر پناهگاه تا قله کاملا پاکوب بوده و مشخص است و در بیشتر قسمت های مسیر پرچم های راهنماهم وجود دارد. برای صعود به قله از طریق یال شرقی با بعد از پناهگاه با عبور از شیب های تند سنگلاخی ارتفاع گرفته در حدود 4700 متری از شیب کلی آن کاسته شده و در محل موسوم به سنگ محراب با شیبی ملایم به دهانه آتشفشان و دریاچه زیبا و با شکوه آن می رسید که قله سبلان محسوب می شود.
   
 مسیر دیگر برای رسیدن به پناهگان سبلان که زیباتر و خلوت تر از مسیر شابیل است. برای صعود به پناهگاه از این مسیر باید قوتورسویی را به عنوان مبدا حرکت انتخاب کرد. قوتورسویی آبگرم بسیار جالب و کم نظیری است که در نزدیکی شابیل قراردارد. قبل از رسیدن به خود قوتورسویی و وقتی جاده به طرف شمال پیچیده و از سبلان دور می شود، باید از اتومبیل پیاده شده و وارد دره قوتور سویی شده و در مسیر جنوب و به طرف سبلان حرکت کرد. این دره بسیار زیبا بوده وعلاوه بر سرسبزی دارای آبشاری جالب نیز می باشد .چشمه گوگرد داری هم با آبدهی  بالا درون دره وجود دارد که برخلاف قوتورسویی آب آن سردبوده و در نوع خود جالب است. پس ازحدود نیم ساعت پیاده روی در داخل دره به چشمه کوچکی خواهید رسید که در طرف راست رودخانه قرار دارد. دراین نقطه باید درجهت غرب از دره خارج شوید و از چند سربالایی بالا رفته و بطرف چپ قله حرکت کنید تا پناهگاه رویت شود. این مسیرهم ازقوتورسویی تا پناهگاه نیاز به حدود چهارالی پنج ساعت پیاده روی خواهد داشت.

از پناهگاه تا قله بسته به سرعت حرکت چهار الی پنج ساعت کوهپیمایی نیاز خواهد بود.

  گزارش صعود سبلان:

 روز پنج شنبه مورخ 26 تیر ماه 1393 برای صعود به قله سبلان به تنهایی عازم اردبیل شدم. خیلی وقت بود که دنبال یه فرصتی برای صعود مجدد این قله بودم ولی متاسفانه یا بچه های گروه هماهمنگ نمیشدن یا زمان مناسب برای این امر مهیا نمیشد. این بود که تصمیم گرفتم در یک برنامه دو روزه مورخ 27 و 28 تیر ماه برای پنجمین بار عازم قله زیبای سبلان این عروس کوههای ایران بشم.

ساعت 11 شب بود که از ترمینال غرب تهران با اتوبوس به سمت اردبیل حرکت کردم. اتوبوس از جاده پر پیچ و خم سرچم گذر کرد و 7 صبح به اردبیل رسید. از همون جا با یک ماشین دربست به شابیل رفتم تا زود تر به برنامه صعودم برسم.

در مسیر اردبیل به شابیل نگاهم به سبلان خاطرات صعود های قبلی در کنار سایر همنوردانم را برایم زنده کرد که الان جای تک تک آنها در کنارم خالی بود.

جاده اردبیل به مشکین شهر را ادامه داده و  به سمت لاهرود در سمت چپ جاده ادامه مسیر میدیم. پس از طی کردن شیب های تند راه به شابیل رسیدم.

شابیل از آخرین باری که آمده بودم خیلی تغییر کرده هم مرکز آب درمانی و هم پارکینگ بزرگ و اتاقک های اجاره ای برای شب مانی مسافرین که در آن زمان خبری از آن نبود.

ساعت 9:30 صبح با لندروری به سمت پناهگاه رفتم و ساعت 10 پس از عبور از این راه سنگلاخ و پر شیب به پناهگاه رسیدم. داخل پناهگاه ها پر از کوهنورد بود کلی هم چادر در بیرون آن زده بودن.

سریعاً چادرم رو توی یه جای مناسب بین باقی چادر ها برپا کردم و بعد کفش کوه و لباس مناسب برای صعود رو پوشیدم و کوله حمله ام رو که توش کمی آب و تنقلات و دوربین عکاسی ام بود برداشتم و به راه افتادم.

ساعت 10:30 صبح بود که پناهگاه رو ترک کردم و شیب تند بعد از پناهگاه رو در پیش گرفتم، شیبی که اول راه صعود نفس هر کوهنوردی رو میگیره و عرق اش رو در میاره.

هر چه ارتفاع میگرفتم پناهگاه کوچک و کوچکتر میشد تا انتهای این شیب که دیگه دیده نمیشد. اکثر تیم ها در حال برگشت بودن و من تنهای تنها صعود میکردم. کم کم به منطقه خسته نباشید رسیدم و یه استراحت چند دقیقه ای کردم و جرعه ای آب تا گلویم را تازه کند.

بعد از منطقه خسته نباشید کمی شیب ملایم تر میشد و برف ها در زیر پاها نمایان میشدن.

در گوشه و کنار راه و مسیر صعود و در لابلای سنگها گل های زیبایی بود که چشمان هر کوهنوردی را به خود خیره میکرد.

در ادامه راه دوباره به یک شیب تند و سنگلاخی بر میخورم که گذر از آن سرعت ام را کمتر کرده و قدم هایم را آرام تر، آرام آرام شیب را ادامه دادم تا به سنگ محراب رسیدم سنگی که به روایتی عبادتگاه "زرتشت" پیامبر ایران باستان بوده است.

 

بعد از سنگ محراب از روی دو یخچال رد میشم و پس از دقایقی در ساعت 13:45 ظهر به دریاچه زیبا و یخ زده قله 4811 متری سبلان میرسم.....

 

پس از گرفتن چند عکس یادگاری یه سمت جنوب غربی قله رفتم و از قلل کسری و هرم 1 و 2 و 3 نیز چند عکس گرفتم و کم کم به سمت پناهگاه برگشتم.

جای تک تک  همنوردان فراز خالی بود...

 

منبع: دانشنامه ویکی پدیا , ساوالان , سایت کوهنوردان زرتشتی ایران


 

/ 2 نظر / 151 بازدید
محمدجواد

واقعا جای من و بچه ها خالی بود یه سفر دیگه ردیف میکنیم با هم دیگه میریم برام جالب بود کل زمان صعود حدود 3 ساعت بود

یوحنا

اینقدر صعود رو روان توصیف کردید که آدم هوس میکنه همین فردا بره سبلان ضمنا عکسهای قشنگی گرفتید