کوهنوردی در ارتفاعات دارآباد

باز هم یه آخر هفته دیگه و ریختن یه برنامه کوه....

برای کسانی که کوهنورد هستن این آخر هفته ها یه عادت شده دیگه....

برخی از کوهنوردها به دنبال انتخاب مسیر یا قله ای برای صعود هستن،

بعضی از کوهنوردها در پی تدارک و تهیه لوازم برای برنامه کوهشون هستن،

و عده ای هم دنبال یه هم پا یا یه همنورد برای صعودشون هستن.

ولی من این هفته تصمیم گرفتم  تنهایی به کوه بزنم، این بود که از شب قبل یه صبحونه مختصر و کمی تنقلات تو کوله ام گذاشتم و طبق عادت همیشگی ام مثل بچه مدرسه ای هایی که خیلی مرتب و منظم هستن و از شب قبل کیف و لباس هاشون رو آماده میکنن...منم کفش زمستونی و کوله و باتوم و لباس هام رو آماده کردم....

تصمیمم این بود صبح برم دارآباد ....

ساعت 6 صبح از خواب بیدار شدم و با ماشین از خونه اومدم بیرون، تا رسیدم دارآباد و ماشین رو پارک کردم،کوله ام رو گرفتم و حرکت رو شروع کردم ساعتم 6 و نیم صبح رو نشون میداد.

مسیر پاکوب رو پیش گرفتم و قدم به قدم جلو میرفتم و نم نم هم ارتفاعم بیشتر میشد، هر چی بیشتر پیش میرفتم هوا پاک و سالم تر میشد.

تا جایی که کم کم آفتاب طلوع کرد.....

هر از چند گاهی که برای یه نفس گرفتن می ایستادم و به پایین نگاه میکردم تازه میدیدم که چقدر هوا آلوده و کثیف و غبار آلود شده، اینقدر که یه دودی سرتاسر شهر رو احاطه کرده....

بعد از سه ساعت کوهپیمایی یه جایی بین چند تا تخته سنگ بزرگ پیدا کردم برای خوردن یه صبحونه بدون سر و صدا و هیاهوی شهر.....

بعدش آروم آروم به راهم ادامه میدم، چند تا نفس عمیق پر از اکسیژن میکشم، به اندازه ای که خستگی هفته گذشته از تنم بره و برای یه هفته کاری جدید انرژی بگیرم....

و خدا رو شکر میکنم که اینقدر نیرو و عشق و علاقه رو تو وجودم گذاشت و این چنین کوهها و طبیعتی رو خلق کرد که برای ما، مایه آرامش و آسایش باشه....

البته اگر خودمون لیاقت وقت گذاشتن و استفاده از این کوهها رو داشته باشیم...

/ 0 نظر / 157 بازدید